السيد علي الحسيني الميلاني

81

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

حافظ تقى الدين سبكى « 1 » همين معنا را يادآور شده است ، آن جا كه زرقانى مالكى در نقل كلام وى چنين مىآورد : « با وجود اين كه خدا دستور پيروى از انبياء را داده است ، پس چگونه معقول است از آنان امورى ناشايست سر بزند ؟ ! » . « 2 » دليل پنجم : إعتبار بازخواست الاهى در پرتو عصمت خداوند متعال انبياء و اوصياء را فرستاده است و براى هر يك از ايشان شريعتى قرار داده تا دين الاهى را برپا كنند و به تبع حجت را بر بندگان تمام . در قسمتى از دعاى ندبه اشاره شده است كه اگر نبى يا امام معصوم نباشد ، احتجاجى باطل ميان خداوند و مكلّفين صورت خواهد گرفت . در قسمتى از دعاى ندبه مىخوانيم : وكلٌّ شرعت له شريعة ونهجت له منهاجاً وتخيّرت له أوصياء مستحفظاً بعد مستحفظ ، اقامة لدينك وحجةً على عبادك ، ولئلّا يزول الحقّ عن مقرّه ويغلب الباطل على أهله ولا يقول أحد لو لا أرسلت إلينا رسولًا منذراً وأقمت لنا علماً هادياً فنتّبع آياتك من قبل أن نذلّ ونخزى ؛ « 3 »

--> ( 1 ) . سبكى از عالمان اهل سنّت در فقه ، اصول ، تفسير ، حديث ، نحو و لغت بوده است . وى در روستاى « سُبك » از كشور مصر به دنيا آمد . به دنبال علم به شهرهاى اسكندريه ، دمشق ، مكه ، مدينه مسافرت نمود و در نهايت به قاهره آمد و در آن جا مستقر شد . او منصب قضاوت در شام و هم‌چنين رياست مدرسه دارالحديث را عهده دار بود . او در عهد خويش به « شيخ الاسلام » ملقب شد و آثارش به يكصد و پنجاه تأليف مىرسد . وى متوفاى 756 هجرى است . ( 2 ) . شرح الزرقاني على المواهب اللدنّية : 7 / 328 . ( 3 ) . إقبال الأعمال : 1 / 505 ؛ بحار الأنوار : 99 / 105 .